صائن الدين على بن تركه

273

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

جذبات اطلاق آيات او پرورده گشت ؛ « 1 » « دايه‌ام عشقست و مادر عشق و شيرم هم ز عشق » . [ 632 ] و بعد از آن ، چنان كه به گهوارهء رسالت برآمدم ، حزب و ورد من ، حروف سورهء « انبيا » بود كه بر تختهء عنصر و اصل من ثابت و محفوظ است ؛ و آيت درس خاصّهء من ، كه از معلّم وقت ، املا مىستدم ، سورهء « فتح » مطلق . [ 633 ] هرآينه قبل از فطام دايهء طبيعت ، پيشتر از آنكه رقم تكاليف ظاهرى بر جريدهء احوال من كشيده شود ، ختم كردم به شرع احاطت نسبت خودم - كه ساير جزئيّات مرا در صدد ايضاح و ابانت است - جميع شرايع و طرق كه بدان استرشاد مقاصد جويند ؛ و يا ختم كردم اقفال ابواب ديوان موضّحان اين طرايق و مبيّنان آن شرايع را . « 1 » مصطفى اندر جهان وانگه كسى گويد كه عقل ؟ * آفتابى بر فلك آنگه كسى جويد سُها ؟ * * * [ 634 ] فهم و الألى قالوا بقولهم على * صراطي و لم يعدوا مواطئ مشيتي [ 635 ] فيمن الدّعاة « 3 » السّابقين إلىّ عن « 4 » * يميني و يسر اللّاحقين بيسرتي [ 636 ] و لا تحسبنّ الأمر عنّي خارجا * فما ساد إلّا داخل في عبودتي چه ، ساير انبيا و آنانى كه زبان موافقت با ايشان راست دارند ، همه بر اين صراط مستقيم اعتدالى و طريقهء قويمهء كمالى منند كه حاق وسط و عين مركز دايرهء تمام اعتدال است ؛ لاجرم هيچيك از سابقان ميدان نبوّت و لاحقان مضمار ولايت ( 47 الف ) از مواضع سير من و مواطى مشيهء من تجاوز نكردند . لا تسل في العشق غيري * أنا في العشق إمام [ 635 ] پس ، پيروزى و سعادت آن كسانى كه سماط دعوت گسترده ، پيشتر از من كوس نبوّت و رسالت را بر بام تحدّى و دعوى زدند ، از ميامن يمين صورت احاطت نسبت من است و از فروع آن ؛ و سهولت طريق ولايت و آسانى سلوك راه ارشاد و استرشاد آن كسانى كه از پى من آمدند ، همه به واسطهء يسار معنى ظاهر و حقيقت باهر من

--> ( 1 ) . فر : + بيت . ( 3 ) . فر : الدّعاء . ( 4 ) . ال : في .